غفران در بهشت به چه معناست
عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر در تفسیر آیه ۱۵ سوره محمد بر اساس تفسیر تسنیم، ضمن تشریح نهرهای چهارگاه در بهشت، با این پرسش که غفران در بهشت به چه معناست، بیان کرد: برخی معتقدند که در بهشت مغفرت به معنای پوشاندن است یعنی مغفور تحت نظر و در پوشش رحمت غافر قرار دارد.
به گزارش ایکنا از همدان، حجتالاسلام والمسلمین حسین مقدس، عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر با استناد به تفسیر تسنیم آیت الله جوادی آملی، در بخش بعدی تبیین سوره محمد به تشریح آیه ۱۵ این سوره پرداخته است.
«مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِی وُعِدَالْمُتَّقُونَ ۖ فِیهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى ۖ وَلَهُمْ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ ۖ کَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِی النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِیمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ».
آیتالله جوادی آملی در این آیه به ویژگیهای مهم بهشت و بهشتیان و سرنوشت شوم دوزخیان اشاره میکند. این آیه در حقیقت توضیح و تفصیل آیه ۱۲ «إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ» بوده و بیان فرق میان فرجام دو گروه مؤمنان و کافران در قیامت است. نعمتهای مؤمنان در بهشت و عذاب کافران در دوزخ را برشمرده و وصف میکند.
از آنجایی که در آیات قبلی خدای متعالی به کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند ورود به بهشت را وعده داده و جایگاه کافران را آتش دوزخ بیان کرده در این آیه به شرح برخی نعمتهای بهشتی و بعضی عذابها میپردازد. لذا مثَل بهشتی که به مؤمنان وعده داده شده این است که چهار نهر در آن جریان دارد.
البته باید دانست که قرآن کریم گاهی به صورت کلی در وصف بهشت میفرماید زیر درختان آن نهرهایی روان هستند «وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَار» (بقره / آیه ۲۵) و خصوصیات آن را بیان نمیکند و زمانی مانند این آیه به تبیین گونههای مختلف نهرها میپردازد، از نهرهای بهشت نهر آب خالص است که هیچگاه طعم و مزه آن تغییر نمیکند: «فِیهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَیْرِ آسِنٍ» در حالی که طبیعت آب در دنیا اقتضاء میکند که بر اثر ماندن به تدریج رنگ و بو و مزه آن تغییر کند. باید دانست که گوارا، سالم و طاهر بودن آب، ذات آن نیست اگر صفتی ذاتی چیزی بود تغییر نمیکند، لذا آبهای بهشتی از هرگونه تغییری مصوناند چون عامل فسادانگیز در بهشت نیست.
به تعبیر استاد جوادی آملی در بهشت انسانها میلیاردها سال از این آب بهرهمند میشوند و هیچ تغییر در آن پدید نمیآید. نهر دیگری که در بهشت با گذر زمان طعم آن تغییر نمیکند نهر شیر است: «وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ» نهر سوم نهر خمر است که برای نوشیدن آن لذیذ است: «وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِینَ».
پر واضح است که خمر دنیا سبب پوشیده شدن عقل زیر پرده شهوت و غضب است، اما خمر بهشتی عقل را زیر پوشش موجود بالاتر از خود یعنی وِلای محبت حق قرار میدهد. خمر بهشتی مانع هر گونه اندوه و حجاب است.
نهر چهارم نهر عسل خالص است که نه با زنبور تماس دارد نه با موم آمیخته است: «وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ» واژه مصطفی، به معنای پاک کردن آن از آلودگیها نیست بلکه بدین معناست که خدای سبحان عسل بهشتی را خالص و طاهر از آلودگی آفریده است نه این که در آغاز آلوده باشد و سپس آن را خالص گرداند.
با توجه به آیه مد نظر و ذکر نهرهای چهارگانه دیده میشود که برای هر کدام از نهرهای سه گانه آب و شیر و عسل اوصافی سلبی بیان شده ولی در مورد نهر خمر افزون بر اوصاف سلبی وصف کمالی نیز بیان شد، نهرهای خمر سبب لذت بهشتیان میشود: «أَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِینَ» این وصف برای هیچ یک از نهرهای دیگر بیان نشد. لذا در بین «أنهار» چهارگانه، فقط از خمر با جلالت و عظمت نام میبرد.
خمر است که هر که بنوشد لذت میبرد، عسل نیست که برای هر مزاجی خوب نباشد، شیر نیست که برای هر مزاجی خوب نباشد یا آب نیست که فقط برای رفع عطش باشد، کسی که آب مینوشد لذت نمیبرد، این خمر است که نشاط میآورد، شادابی و مقام رضوان میآورد، در بین این «أنهار» چهارگانه این خمر را به این عظمت ستوده است.
از منظر صاحب تفسیر تسنیم در مورد این بیان قرآن کریم باید توجه داشت این که برخی فکر میکردند که این آیه صرفاً یک تشبیه است و معاذالله بهشت منحصر است در بهشت معنوی! باید دانست که البته اینطور نیست، بهشت جسمانی است و وصف بهشت جسمانی هم این است؛ حالا این اوصافی که برای بهشت جسمانی است، تمثلاتی از آن مراحل بالاتر باشد، این یک مطلب دیگری است؛ مثل اینکه اگر کسی علم نصیب او میشود، در عالم رؤیا خواب میبیند که آب زلال نوشیده یا شیر نوشیده است.
اگر کسی خواب دید که شیری سالم نوشیده، حکمت نصیب او میشود، اگر خواب دید که در آب دارد شنا میکند یا آب شفّافی به او خوراندند یا قدحی آب دادند علم نصیب او میشود ، این تمثّلات عیب ندارد؛ ولی آنچه در خارج است، جسمی است به نام درخت، جسمی است به نام نهر، جسمی است به نام چشمه، اینها در آن جاری است؛ منتها ذات اقدس الهی برای همه اینها، ویژگیهایی را ذکر کرده و فقط یک نهر را ممتاز معرفی کرد.
از دیگر مواهبی که در بهشت نصیب بهشتیان می شود آمورزشی است که از سوی خدای متعال آنان را فرا میگیرد: «وَلَهُمْ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ» یعنی خدای متعال همه گناهان آنان را پاک میکند و زندگیشان در بهشت به هیچ کدورتی تیره نمیشود. از منظر استاد جوادی آملی این آیه مفسرین را به زحمت انداخت که این دیگر یعنی چه حالا در بهشت مغفرت است یعنی چه چون اینها قبلاً بخشیده شدند و وارد بهشت شدند آنجا غفران به چه معناست، البته مطالب فراوانی ذکر کردند که هرکدام از آنها جای خود را دارد.
در این راستا برخی معتقدند که مغفرت به معنای پوشاندن است یعنی مغفور تحت نظر و در پوشش رحمت غافر قرار دارد. خداوند متعال در مورد پاداش بهشتیان در جایی میفرماید: «فَلاَ تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُم مِن قُرَّةٍ أَعْیُنٍ پس هیچ کس نمیداند چه چیزهایی که مایه شادمانی و خوشحالی آنان است» (سجده / آیه ۱۷)، یعنی چیزهایی هم است که شما در دعاها، مناجاتها و ذکرها اصلاً از ما نمیخواهید، برای اینکه شما باید بفهمید چیست تا از ما بخواهید یا نه؟! میگویید بِده! ما چه چیزی را به شما بدهیم؟ آنچه را که شما میخواهید میدهیم! هر چه شما میخواهید ما می دهیم، چیزهایی هم هست که از ما نمیخواهید، نه برای اینکه خوشتان نمیآید، برای اینکه نمیدانید که چه هست!
فرمود: « لَهُمْ مَا یَشَاءُونَ فِیهَا وَلَدَیْنَا مَزِیدٌ برای آنان نزد پروردگارشان آنچه بخواهند فراهم است» (ق / آیه ۳۵) هر چه بخواهند در آنجا هست، یک؛ «وَ لَدَیْنَا مَزِیدٌ»، بالاتر از مشیت اینها در بهشت ما نعمت داریم! یعنی چه؟ یعنی ادعیه شما، مناجات شما، خواستهها و شما دعاهای شما حدی دارد، شما به اندازه درکتان از ما چیز میخواهید، به طور مثال یک کشاورز یا یک دامدار در تمام مدت عمر هرگز این آرزو را ندارد که ای کاش من نسخه خطی کتاب تهذیب شیخ طوسی را داشته باشم، او اصلاً نمیداند شیخ طوسی کیست، تهذیب چیست، ممکن نیست در تمام مدت عمر یک پیشه ور، یک کشاورز یا یک دامدار چنین آرزویی داشته باشد که ای کاش من آن نسخه خطی را داشته باشم.
فرمود خیلی از چیزهاست که شما اصلاً نمیدانید آنجا چه هست تا از ما بخواهید. بنابراین آنچه را که میفهمیم دو قسم است: یک همین «جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأنْهَارُ» است که همه اینها جسم است و آثار خاص خودشان را دارد، یکی هم آن لذایذ معنوی است که «قُرب الی الله» است و تا حدودی میفهمیم؛ اما بقیه آنکه چه خبر است این است که «فِیهَا مَا لَا عَیْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَی قَلْبِ بَشَرٍ»،
از جمله نکات قابل دقت در اینجا است که بدانیم چشمههای بهشتی متعدد و متفاوت هستند. چشمههایی که ابرار از آن بهرهمند میشوند با چشمههایی که مقربان از آن مینوشند فرق دارند: «إِنَّ الْأَبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُورًا» مقربان از چشمه تسنیم اما ابرار از چشمه رحیق مختوم مینوشند که با تسنیم در آمیخته شده، تسنیم خالص به مقربان اختصاص دارد و ممزوج آن بهره ابرار میشود: «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ».
گفتنی است که چشمههای بهشتی را خود بهشتیان ایجاد میکنند آنان هر جا اراده کنند چشمهای پدید میآید. در پایان این قسمت از آیه قرآن کریم به سرنوشت شوم کافران اشاره میفرماید. بعد از وصف بهشت و بهشتیان مقایسهای میان این افراد و اهل آتش به میان میآید. آیا مَثَل بهشت مانند کسی است که در دوزخ جاودان است و از آب جوشان به او مینوشانند آنگاه بر اثر نوشیدن آن آب رودههایش پاره پاره میشود: «کَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِی النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِیمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ».
نظر دهید