تکفیر گناهان و اصلاح دل مؤمنان؛ نگاه تحلیلی به سوره محمد
عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر با استناد به سوره محمد به بررسی فرجام کافران و نتیجه اعمال صالح مؤمنان پرداخت و گفت: خداوند گناهان کوچک مؤمنان را میآمرزد، دلهایشان را اصلاح میکند و آنها را بهسوی صفات و اعمال شایسته هدایت میکند، در حالیکه اعمال کافران تباه و بینتیجه میماند.
حجتالاسلام والمسلمین حسین مقدس، عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر با استناد به تفسیر تسنیم آیتالله جوادی آملی در بخش دوم تبیین سوره محمد با اشاره به آیات «الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَلَهُمْ (۱) وَالَّذِینَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَءَامَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ کَفَرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ (۲) ذَلِکَ بِأَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن ربِّهِمْ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ(۳)» به بیان نکاتی پرداخته است که در ادامه میخوانیم:
براساس آموزههای قرآن کریم هر چیزی که قرار است مورد ارزیابی قرار گیرد، با حق سنجیده میشود چون حق ثابت و جاودانه است و هر آنچه بر پایه حق باشد، نتیجهبخش است؛ ولی باطل امری معدوم، نابودشدنی و بینتیجه است؛ از اینرو خدای سبحان درباره اعمال کافران میفرماید کسانی که کفر ورزیدند و افزون بر رویگردانی از راه خدا دیگران را نیز از حرکت در مسیر حق بازداشتند، اعمالشان باطل است و خدا کارهایشان را گم یعنی تباه و نابود و بینتیجه میکند «الَّذِینَ کَفَرُوا و صَدّوا عَن سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَلَهُم»؛ کافران هم قبح فاعلی دارند چون اعتقاداتشان باطل است، هم قبح فعلی دارند، زیرا راه خدا را به روی خود بستند «و صَدّوا عَن سَبِیلِ اللهِ» و دیگران را از راه خدا بازداشتند؛ از اینرو در قیامت پیروان مستضعف به سران کفر میگویند که حیلهها و برنامههای شبانهروزی شما ما را به گمراهی کشاندند «...بَل مَکرُ الَّیلِ والنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنا أَن نَکْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَادًا...» (سوره سبأ/ آیه ۳۳).
جهان بر محور حق است و باطل را نمیپذیرد و خدای سبحان اراده کرده که باطل به دست انسان نابود شود. برخی بر پایه تفکر بنیاسرائیلیشان برای نابودی باطل هیچ نمیکوشند چنانکه آن قوم به حضرت موسی(ع) گفتند ما اینجا نشستهایم تو و خدایت بروید و با ستمگران بجنگید «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ» (سوره مائده/ آیه ۲۴). ولی صالحان برای احیای حق و نابودی باطل از هیچ کوششی دریغ ندارند؛ نظیر برخی از یاران امیرمؤمنان(ع) که به آن حضرت عرض کردند اگر اراده کردهای که با این قوم بجنگی بهسوی آنان حرکت کن؛ ما با تو همراهیم و دیگری را بر تو برنمیگزینیم؛ با تو زندگی میکنیم و با تو میمیریم یا أمیرالمؤمنین(ع).
از منظر آیتالله جوادی آملی پس از بیان فرجام بد کافران و بینتیجه بودن اعمالشان، قرآن کریم درباره مؤمنان چنین میفرماید: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ؛ کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر حضرت محمد نازل شده که سراسر حق و از سوی پروردگارشان است ایمان آوردند، خدای سبحان لغزشهای کوچکشان را میپوشاند و دلهایشان را اصلاح میکند.» (سوره محمد/ آیه ۴۷)
تکرار واژه «آمَنُوا» ذکر خاص پس از عام است و اهمیت ایمان به رهاورد رسالت پیامبر اکرم(ص) را بیان میکند. باید دانست که «تکفیر سیئات» و «اصلاح» بال مؤمنان در مقابل اضلال اعمال کافران است.
برای رسیدن به بهشت لازم نیست که عادل محض بود و هیچگونه خطایی نداشت، بلکه کسی که دارای ایمان و عمل صالح باشد، ذات اقدس الهی لغزشهای کوچک او را میبخشاید، اگر از گناهان بزرگ دوری و حقوق مردم را نیز ادا کند، خدا سیئات گناهان کوچک او را میپوشاند. «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ» (سوره نساء/ آیه ۳۱) در آیه مورد بحث تقابلی نیست؛ ولی از آیه یاد شده فهمیده میشود که مراد از پوشاندن سیئات آمرزش گناهان کوچک است.
البته در صورتی که بر ارتکاب گناهان کوچک اصرار نورزد، زیرا پافشاری بر گناهان کوچک آنها را به گناهان بزرگ بدل میکند، بنابراین کسانی که ایمان و عمل صالح دارند، خدای سبحان گناهان کوچکشان را میپوشاند و آبرویشان را حفظ میکند. آشکار یا مخفی نگاه داشتن آن گناهان در آینده براساس حکمت الهی است. البته همه گناهان در نامه عمل ثبت شدهاند.
پس از تکفیر سیئات گناهان کوچک، رحمت مخصوص الهی شامل مؤمنان میشود و خدا قلب و حال آنان را در اوصاف ثبوتی و سلبی نیز اصلاح میکند، چراکه تا قلب انسان اصلاح نشود، وارد بهشت نخواهد شد.
اصلاح بال یعنی خدا حال دلشان را خوب میکند و به اوصاف کمالی و اعمال شایسته وا میدارد؛ به اینگونه که هر کینهای را از قلبهایشان میزداید «وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ» (سوره حجر/ آیه ۴۷). مردان الهی در دنیا نیز از خدا میخواهند در حال و هوای بهشت زندگی کنند و همانگونه که در بهشت کسی غیبت نمیکند و برای دیگران بدی و زشتی نمیخواهد، خدا دنیایشان را چون بهشت عاری از هرگونه کینه و بدخواهی نسبت به دیگران قرار دهد «وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا» (سوره حشر/ آیه ۱۰).
مؤمنان در دنیا بهگونهای زندگی میکنند که گویا در بهشتند و آن را میبینند چنانکه حضرت علی(ع) در وصف متقیان میفرماید: «فهم والجنة کمن قد رآها»؛ از منظر صاحب تفسیر تسنیم اگر انسان در صراط مستقیم دین حرکت کند و پیام الهی را بپذیرد و آنرا برای جامعه بیان کند و از پیش خود سخنی نگوید، اگر هم میان او و جامعه مشکلی باشد خدای مقلب القلوب، افزون بر اصلاح قلب او دلهای مردم را نیز نسبت به وی اصلاح میکند. از اینرو، هم بدگمانیاش به جامعه برداشته میشود هم بدگمانی جامعه به وی به خوشگمانی بدل شده و تألیف قلوب انجام میشود «فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُم.»
پیامبر اکرم(ص) اگر همه ذخایر زمین و معادن را در اختیار داشته باشد و آنها را میان مردم قسمت کند نمیتواند دلهایشان را یکی کند «لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ» (سوره انفال/ آیه ۶۳)؛ زیرا با زر و سیم نمیتوان قلبها را با یکدیگر الفت داد، بلکه تقسیم ثروت و مال، خودش منشأ اختلاف زراندوزان میشود چون هر کسی نسبت به دیگری بیشتر درخواست میکند، بنابراین تألیف دل به دست دل آفرین است و وحدت و صمیمیت، با وعده و وعید مادی عملی نمیشود بلکه با اخلاص در دین بهدست میآید.
خدای سبحان راز شکست و بینتیجه بودن اعمال کافران را پیروی از باطل و پیروزی و تکفیر گناهان و اصلاح حال قلب مؤمنان را در پیروی از حق می داند «ذَلِکَ بِأَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ...» (سوره محمد/ آیه ۳) در جهان، بیش از یک راه درست وجود ندارد و آن، حق است و حق محض فقط خداست و جز او هرچه را بخوانند، باطل و بیراهه است.
آیات مورد بحث به دو اصل کلی اشاره دارند؛ کسانی که کفر ورزیدند و مردم را از راه خدا بازداشتند خدا اعمالشان را تباه خواهد کرد. کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و به کتاب آسمانی نازل شده بر پیامبر اکرم(ص) ایمان آوردند خدای سبحان گناهانشان را میآمرزد و دلهایشان را اصلاح میکند؛ آنگاه در تفسیر و تحلیل عقلی این دو اصل میفرماید: «ذَلِکَ بِأَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ.»
پس از تحلیل عقلی دو اصل یاد شده در پایان میفرماید خدای سبحان اینگونه، مثالهای زندگی مردم را برایشان بیان میکند تا از آنها عبرت گیرند «کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ»، به دیده برخی مفسران مراد آیه مثال اخیر در تحلیل عقلی است که در آن کافر را در پیروی از باطل مثل کسی میداند که باطل او را بهسوی خود میخواند و وی آن را میپذیرد و مؤمن را در پیروی از حق، مثل کسی میداند که حق او را به سوی خود دعوت میکند و وی نیز آن را میپذیرد.
از منظر آیتالله جوادی آملی مثلهای قرآن کریم دو ویژگی دارند؛ دامنه مطلب را پایین میآورند تا در دسترس انسان قرار گیرد. سطح فکر مردم را بالا میبرند تا همسطح مطالب تنزلیافته دینی قرار بگیرد تا معارف بلند قرآنی به آسانی ادراک شوند. قرآن برای پایین آوردن معارف بلند از تنزلهای ادبی بهره میگیرد.
از جمله نکات قابل تأمل در این آیات این است که خدای سبحان در آیات مورد بحث برای بیان اهمیت وحی و مقام نبوت، به نام مبارک پیامبر اکرم(ص) تصریح کرده تا به وی شخصیت دهد «و ءامنوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّد» وگرنه در خطابها هرگز از آن حضرت به اسم یاد نمیفرماید و برخلاف دیگر انبیا که آنان را با نامشان خطاب میکند مانند «یا ابرهیم، یا نوح، یا موسى و یا عیسی.»
نظر دهید