امروز: دوشنبه ٣٠ مرداد ١٣٩٦ 

آخرین اخبار دانشکده

سایت نهاد مقام معظم رهبری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
وزارت علوم و تحقیقات پایگاه قرآنی دانشجویی ایحاء

  •  


      چاپ        ارسال به دوست

    عدم شرطیت ظلم و جور در ظهور قائم آل محمد (عج)

    عدم شرطیت ظلم و جور در ظهور قائم آل محمد (عج)

    نگارنده بر آن است تا به میمنت میلاد یگانه منجی عالم بشریت عج ، از منظری نو روایت ظهور را باز خوانی نموده ، عدم شرطیت ظلم و جور در ظهور قائم آل محمد (عج) را اثبات کند. در روایات صادره از پیامبر (ص) و سایر امامان بر حق (ع) ، مضمون «یملأ الله به الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» در باب ظهور بسیار خود نمایی می کند معنای روایت خیلی گویاست، کار حضرت پر کردن زمین از عدل و داد است ، همان گونه که از ظلم و جور پر شده است . برخی از این دست روایات، چنین فهمیده اند که باید جهان پر از ظلم و جور شود تا حضرت تشریف فرما گردد و اگر تاکنون نیامده اند ، علتش آن این است که جهان مملو از ظلم و جور نگردیده است .
    حال سوال جدی این نوشتار آن است که آیا به طور حتم باید دنیا را ظلم و جور فرا گیرد تا حضرت ظهور کنند و اگر ظلم و جور کم باشد حضرت نمی آید؟ و به دنبال این سوال ، سوال دیگری پیش می آید و آن این که ، آیا ما باید به ظلم و جور در جهان بیفزاییم یا خیر چنین وظیفه ای نداریم؟
    برخی به غلط چنین می پندارند که هرگونه اقدام اصلاحی ، موجب تاخیر در ظهور امام زمان (عج) می گردد و لذا باید کاری کرد که فساد زیاد شود و اتفاقا گاهی دامن زدن به مسأله فساد و ایجاد نارضایتی عقیده ای است که با چهره ای انقلابی و حتی حق به جانب در دنیا مطرح می شود. خب حال اگر کسی بخواهد از منتظران راستین امام (عج) به شمار آید ، باید چه اقدامی بکند؟ باید دنیا را پر از ظلم و جورکند، یا به گونه ای دیگر عمل نماید؟
    این عده با استناد به روایت «افضل الاعمال، انتظار الفرج» ؛ مدعی هستند که انتظار فرج ؛ یعنی این که انسان در مسیر فرج و ظهور حضرت کار کند و کار در مسیر فرج ؛ یعنی کمک کند ظلم و جور زیاد شود. پس از این منظر ، می توان گفت بهترین کارها ، مبادرت ورزیدن به افزایش ظلم و جور در جهان است. نکتۀ شایان ذکر آن که برای یافتن پاسخ درست و حل مشکل فهم این دسته از روایات ، باید سه تعبیر را مورد بررسی قرار دهیم؛
    ۱- « مُلِئَت »؛
    ۲- « ظلماً »؛
    ۳- « کما مُلئت » یا « بعدَ ما مُلئت ».
    ۱- واژۀ ملئت ؛ یعنی پُر شده و پُر مفهومی است نسبی. پر از چه چیزی؛ زیرا پر بودن نسبت به هر چیزی با چیز دیگر متفاوت است. اتاقِ پر جمعیت یک معنا دارد و اتاقِ پر گل معنای دیگری دارد. می گویند اتاق پر از عِطر است، آیا با پر شدن اتاق از عِطر ، دیگر در آن اتاق فرش نیست؟ جمعیت نیست؟ آدم نیست؟ یا نه ، همۀ اینها هست ، عطر هم هست. می گوییم اتاق پر از صندلی است ، در عین حال اتاق پر از جمعیت هم هست. می گوئیم پارک شهر پر از درخت و گل است، در عین حال آدم های زیادی هم آن جا هستند؛ پس پُر بودن صادق است . بنابر این، می توان تصور کرد که هم ظلم و جور به شکل فراگیر حاکم باشد و هم انسان های صالح و مصلح وجود داشته باشند .
    ۲- دو واژۀ ظلم و جور؛ یعنی تعدی، تجاوز به ناحق ، بی عدالتی و این غیر از فساد و کفر است . دقت شود که وقتی می گوییم پر از ظلم و جور ، معنایش این نیست که پر از تارک الصلاه ، پر از روزه خوار ، پر از سایر مفاسد اخلاقی ، پر از کفر و شرک ، بلکه معنایش فقط پر از ظلم است . در ضمن، مفهوم ظلم به این معنا نیست که همه ظالم باشند و ممکن است در یک شرایطی همه را ظلم و جور فرا بگیرد و در عین حال ، افراد صالح هم وجود داشته باشند، چنان که این پُر بودن اتاق از عطر یا صندلی یا فرش منافاتی ندارد که اتاق از جمعیت هم پر باشد. برای این که دنیا را ظلم و جور بگیرد ، لازمه اش این نیست که تک تک ما آدم های تارک الصلاه یا کافر و مشرکی بشویم ، خیر چنین نیست . ما می توانیم بگوییم در روز عاشورا صحرای کربلا را ظلم فرا گرفته بود و این سخن درستی است و در عین حال امام حسین (ع) هم در آن صحرا حضور داشت ، اهل بیت حضرت هم در آن صحرا حضور داشتند. آیا این بدان معناست که امام (ع) و یا اهل بیت ایشان هم مرتکب ظلم می شدند؟ خیر . بنابر این ، برای صدق پُر شدن دنیا از ظلم و جور ، لازمه اش فساد تک تک ما نیست و لازمه اش ترک نماز و روزه و ... از سوی تک تک ما نیست، بلکه کافی است که چند ابر قدرت با هم بسازند و دنیا را به ظلم و جور بکشانند و در عین حال یک ملت صالح هم وجود داشته باشد. پس موضوع به این شکل نیست که اگر ما و شما خوب باشیم ، در پر بودن دنیا از بدی ها و ظلم و جور ، خلل و نقصانی ایجاد گردد. مگر الان در دنیا ظلم و جور فراگیر نیست؟
    ۳- تعبیر کما مُلئت یا بَعدَ ما مُلئت، بیانگر اوضاع و احوال جهان در هنگام ظهور است و نه بیانگر شرط ظهور ، پس به هیچ عنوان نمی خواهد شرط ظهور را بیان کند. ما برای هر کاری یک چیزهایی داریم که «شرط» است و یک چیزهایی هم داریم که « ظرف زمان و مکان » است. به طور مثال، اگر سوال شود شرط افطاری دادن اذان مغرب است، یا زمان افطاری دادن ؟ به طور قطع، پاسخ چنین خواهد بود که زمان افطاری دادن اذان مغرب است. در بحث ظهور هم قضیه به همین منوال است. شرط ظهور و آمدن امام زمان (عج) فراگیری ظلم و جور نیست، بلکه ظرف زمان آمدنش این چنین موقعیتی است که ظلم و جور فرا گیر است. در روایات خبر از این واقعیت می دهند که کار حضرت در یک چنین زمان و موقعیتی است و این به معنای آن نیست که تا وقتی که ظلم و جور دنیا را فرا نگرفته باشد، حضرت نمی آید؛ بلکه می گویند وقتی که حضرت بیاید ، بعد از آن که دنیا را ظلم و جور گرفته باشد، حضرت آن را پر از عدل و داد می کند. بزرگترین دلیل بر این که ظلم و جور ، شرط ظهور حضرت نیست ، این است که اصولا علت غیبت حضرت کمی و نقصانِ ظلم و جور نبوده است؛ چون وقتی چیزی شرط می شود ، مفهوم دارد. بنابر این ، اگر شرط ظهور پر شدن ظلم و جور است، علت غیبت هم باید کمی ظلم و جور باشد. حال آیا واقعاً هنگامی که حضرت می خواست غایب شود، ظلم و جور کم بود ؟ و آیا حضرت به هنگام غیبت، به « معتمد » ، خلیفۀ عباسی اعلام فرمود که چون شما کم ظلم و جور می کنید؛ لذا ما غایب می شویم و هر وقت ظلم و جورتان به حد کافی رسید، آن وقت ما ظهور می کنیم ؟! نتیجه آن که، اگر شرط ظهور حضرت، پر شدن جهان از ظلم و جور باشد، در این صورت حضرت می باید به تمام مفسدان روزگار بگوید احسنت، دستان شما درد نکند، آیا واقعیت چنین است؟ خیر. ما چون بطلان قضیه را در این طرف می دانیم که علت غیبت حضرت کمی و نقصان ظلم نبوده است؛ لذا معلوم می شود که شرط ظهور ایشان هم وجود ظلم و جور نیست. بنابر این، این روایات هیچ گونه شرطیتی را نمی رساند.
    سید کریم خوش نظر


    ١٢:٠٢ - چهارشنبه ٣٠ دی ١٣٩٤    /    عدد : ٢٦٦٤    /    تعداد نمایش : ١١٩٧