«ثبات قدم»؛ از روشن‌ترین مصادیق نصرت الهی در جهاد با کافران
  • 1405/02/02 - 09:18
  • - تعداد بازدید: 4
  • - تعداد بازدیدکننده: 3
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه
  • /appsettingFree

«ثبات قدم»؛ از روشن‌ترین مصادیق نصرت الهی در جهاد با کافران

عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر در تفسیر آیاتی از سوره محمد، گفت: «ثبات قدم» از روشن‌ترین مصادیق نصرت الهی است، چون استقامت در جنگ رمز پیروزی است؛ وگرنه یاری خدا به این مورد اختصاص ندارد بلکه فرشتگان را نیز به کمک مؤمنان می‌فرستد و حوادث را نیز به سود مؤمنان تغییر می‌دهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مقدس، عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر با استناد به تفسیر تسنیم آیت‌الله جوادی آملی در بخش سوم تبیین سوره محمد به آیات ۷ تا ۱۱ این سوره پرداخته است که مشروح آن را در زیر می‌خوانیم:

«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِتْ أَقْدَامَکُمْ (۷) وَالَّذِینَ کَفَرُوا فَتَعْسًا لَّهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ (۸) ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَرِهُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ (۹) أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلِلْکَافِرِینَ أَمْثَالُهَا (۱۰)ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَأَنَّ الْکَافِرِینَ لَا مَوْلَى لَهُمْ (۱۱)».

از منظر استاد جوادی آملی در مورد تناسب این آیات با آیات قبل باید گفت که در آیات پیشین، فرمود اگر خدا بخواهد خود از کافران انتقام می‌گیرد و از این تعبیر بر می‌آید که مراد از امر به جهاد با کافران نصرت دین و شکستن شوکت دشمنان دین است که مردم را از راه خدا باز می‌دارند، از این رو در آیات مورد سخن، مؤمنان را به نصرت خدا ترغیب کرده و وعده می‌دهد که اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را کمک و دشمنانتان را خوار می‌کند.

بنابراین سیاق این آیات، همان سیاق آیات پیشین است. خدای متعال در وعده به مؤمنان می‌فرماید اگر شما خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را کمک و گام‌هایتان را استوار می‌کند: «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءامَنوا إِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم و یُثَبِّت أقدامَکُم». اگر انسان گامی به سوی خدا بردارد، خدای متعال ده گام به او کمک می‌کند، چنان که پیامبر اکرم(ص) فرمود «یاری خداوند به مؤمنان این گونه است که با تقویت دلهای آنان ترس را از دل‌هایشان می‌زداید و رعب را در دل کافران می‌اندازد و این تحقق مصداقی از وعده نصرت الهی است.»

از نظر صاحب تفسیر تسنیم، چون قدرت خدای سبحان نامحدود است: «إِنَّ الله عَلَى کُلِّ شَیءٍ قدیر» و همه مخلوقات سپاهیان ذات اقدس الهی هستند: «والله جنود السموت والأرض» و دیگران در برابر خدای توانا قدرتی ندارند «وَلَو یَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُم» پس ترغیب به یاری خدا، برای بیان اهمیت جهاد در راه خدا و دفاع از پیامبران الهی و تعالیم آسمانی آنان است. بنابراین مراد از یاری خدا جهاد در راه خدا برای تأیید دین الهی و اعتلای کلمه حق است؛ نه برتری جویی و سروری در زمین و کسب غنیمت یا به رخ کشیدن شجاعت و هنر خود.

بر اساس جمله «و یُثبّت أقدامکم»، «ثبات قدم» از روشن‌ترین مصادیق نصرت الهی است، چون استقامت در جنگ رمز پیروزی است؛ وگرنه یاری خدا به این مورد اختصاص ندارد بلکه فرشتگان را نیز به کمک مؤمنان می‌فرستد و حوادث را نیز به سود مؤمنان تغییر می‌دهد.

استاد جوادی آملی بیان می‌دارد خدای سبحان در ادامه کافران را نفرین و چنین می‌فرماید: «و الَّذینَ کَفَرُوا فَتَعَسًا لَهُم وَأَضَلَّ اعملهم مرگ بر کسانی که کفر ورزیدند و کارهایشان نابود باد». این آیه، نظیر آیه «قَتَلَهُمُ اللهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ» است.

البته احتمال دارد جمله فتعسًا لَهُم وأَضَلَّ أعملَهُم نفرین نباشد، بلکه برای بیان قضا و قدر الهی باشد؛ یعنی کافران نه تنها خودشان نابود می‌شوند، کوشش آنها نیز از میان می‌رود، بنابراین آیه کنایه خبری از آینده کافران و بی‌اثر شدن اعمال آنهاست؛ آنها با آنکه شب و روز حیله می‌کنند: «مَکَرُ الَّیْلِ والنَّهارِ» خدا نمی‌گذارد که به مقصد برسند و کوشش آنها را گم و بی‌اثر می‌کند، زیرا کافران از آنچه خدا فرو فرستاده ناخشنودند و چنین کسانی کوشش آنها بر اساس حق نیست، از این رو ذات اقدس الهی کارهایش را باطل می‌کند: «ذلِکَ بِأَنَّهُم کرهوا ما أَنزَلَ اللهُ فَاحْبَطَ أعملهم».

مراد از «ما انزل الله»، قرآن و همه احکامی است که خدا بر پیامبر اکرم نازل کرده و مردم را به اطاعت ازآنها فرمان داده است. خدای حکیم حق را نازل می‌کند: «بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الحَقُّ» از آنجا که جهان با حق پایدار است و باطل نابود شدنی، کسی که بخواهد ماندگار باشد و کوشش خویش را جاودان گرداند باید با حق پیوند داشته باشد؛ وگرنه کوشش مخالفان حق همواره تباه می‌گردد.

باید دانست که جهان بر اساس آموزه‌های پیامبران اولوا العزم که حق‌اند، اداره می‌شود؛ حتی مکتب‌های الحادی که از عدالت و حقوق بشر سخن می‌گویند این‌گونه سخنان را از آموزه‌های دینی گرفته‌اند زیرا برای رسیدن به اهداف خود برخی از مطالب اخلاقی و حقوقی دین را پذیرفتند، هر چند اصول اساسی آن را یعنی توحید، نبوت و معاد انکار کردند.

قرآن کریم راز ماندگاری هر چیزی را حق بودن آن می‌داند، از این رو می‌فرماید حق همواره پایدار است و باطل نابود شدنی: «جاءَ الحَقُّ وَزَهَقَ الباطِلُ إِنَّ الباطل کان زهوقا» و اگر کسی بخواهد با حس و تجربه این سخن را دریابد باید به تاریخ و آثار پیشینیان نگاهی عقلانی کند که چگونه ستمگرانی که با تعالیم وحیانی مخالفت کردند نابود شدند. بنابراین در ادامه می‌فرماید چرا گمراهان در زمین سِیر نمی‌کنند تا فرجام کافران پیشین را که با پیامبران الهی مخالفت کردند بنگرند که چگونه ذات اقدس الهی آنها و هر وابسته‌ای به ایشان را هلاک کرد: «أَفَلَم یَسیروا فِی الأَرْضِ فَیَنظُرُوا کَیْفَ کَانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم دَمَّرَ اللهُ عَلَیْهِم».

استاد جوادی آملی در پایان این قسمت از آیات بیان می‌دارد که نفی ولایت برای کافران که فرمود: «و أَنَّ الکافرین لا مولى لهم» بر اساس واقع و حقیقت امر است پس اگر در آیات دیگری از اولیای کافران سخن به میان آورده: «والَّذِینَ کَفَرُوا أَولِیاؤُهُمُ الطّاَغوتُ»، ولایت خیالی و به پندار کافران نوعی تهکّم و استهزاست.

  • گروه خبری : اخبار
  • کد خبر : 3752
کلمات کلیدی
محمد جوکار
خبرنگار

محمد جوکار

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید